السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

296

تفسير الميزان ( فارسي )

نرسد ) اسمى از آن نبرده است . از آنچه گذشت معلوم مىشود كه سكينت امرى است غير از سكون و پايدارى ، البته نه اينكه بخواهيم بگوئيم در لغت غير از سكون و پايدارى معناى ديگرى دارد ، بلكه به اين معنا كه منظور خداى تعالى از سكينت مصداق ديگرى غير از آن مصداقى است كه ما آن را در همه شجاعان و دليران يل مىبينيم ، و خلاصه يك نوع خاصى از اطمينان و آرامش نفسانى است ، و خصوصيات و اوصاف مخصوصى به خود دارد . زيرا مىبينيم خداى تعالى هر جا در كلام خودش آن را ذكر مىكند بعنوان منت بر رسول خدا ( ص ) و مؤمنان و عطيه مخصوصى كه تنها از ناحيه خود بر آنان نازل مىكرده اسم مىبرد ، پس معلوم مىشود يك حالت الهى است كه بنده با داشتن آن ديگر پروردگار خود را فراموش نمىكند ، نه آن حالتى كه شجاعان زورمند ، و دلاوران مغرور به دلاورى خود و تكيه كنندگان بر نفس خويش ، دارند . علاوه بر اين ، در كلام مجيد او هر جا كه اسمى از اين كلمه برده شده قبل و بعد از آن اوصاف و آثارى آمده كه در هر وقار و اطمينان نفسى يافت نمىشود ، مثلا در باره رسول گراميش مىفرمايد : « إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِه لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّه مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّه سَكِينَتَه عَلَيْه وَأَيَّدَه بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها » « 1 » و در باره مؤمنين مىفرمايد : « لَقَدْ رَضِيَ اللَّه عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ » « 2 » و نزول سكينت بر آنان را مقيد مىكند به اينكه چيزى در دل آنان سراغ داشت و بخاطر آن سكينت را بر دلهايشان نازل كرد . پس معلوم مىشود كه سكينت ، مخصوص آن دلى است كه يك نحوه طهارتى داشته باشد ، و از سياق برمىآيد آن طهارت عبارتست از ايمان صادق يعنى ايمانى كه آميخته با نيت خلاف نباشد . و نيز در باره مؤمنين مىفرمايد : « هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ وَلِلَّه جُنُودُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ » « 3 » و از آثار سكينت زيادى ايمان بر ايمان را مىشمارد . و نيز مىفرمايد :

--> ( 1 ) آن دم كه به رفيق همراهش مىگفت نترس كه خدا با ما است ، پس خدا سكينت خود راى بر او نازل نمود و با لشكريانى كه شما نمىديديد تاييدش كرد . سوره توبه آيه 40 ( 2 ) خداوند از مؤمنين آن دم كه در زير درخت با تو بيعت كردند راضى شد ، و دانست آنچه راى كه در دلهاى ايشان بود ، پس خدا سكينت خود راى بر آنها نازل كرد . سوره فتح آيه 18 ( 3 ) خدا آن كسى است كه سكينت راى بر دلهاى مؤمنين نازل فرمود تا ايمانى بر ايمانشان افزوده گردد و براى خداست سپاهيان آسمانها و زمين . سوره فتح آيه 4